فرعون و ابلیس

می گویند ابلیس، زمانی نزد فرعون آمد در حالی که فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد.

ابلیس به او گفت: آیا هیچ کس می تواند این خوشه انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟

فرعون گفت: نه.

ابلیس با جادوگری و سحر، آن خوشه انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد.

فرعون تعجب کرد و گفت: آفرین بر تو که استاد و ماهری.

ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت چگونه دعوی خدایی می کنی؟

*Mahsa**Sarab*

 

/ 0 نظر / 3 بازدید