شازده کوچولو ( آنتوان دو سنت اگزوپری ( قسمت بیست و سوم ) )

شازده کوچولو گفت: «صبح بخیر.»

فروشنده گفت: «صبح بخیر.»

او فروشنده ای بود که قرص های رفع عطش می فروخت. اگر هفته ای یک دانه از آن قرص ها را می خوردند، دیگر احساس تشنگی نمی کردند.

شازده کوچولو پرسید: «برای چی این قرص ها را می فروشی؟»

فروشنده گفت: «برای این که در وقت خیلی صرفه جویی می کند. کارشناسان حساب کرده اند با این کار در هفته، پنجاه و سه دقیقه در وقتت صرفه جویی می شود.»

_ «و با این پنجاه و سه دقیقه چه کار می شود کرد؟»

_ «هر کاری که بخواهی.»

شازده کوچولو گفت: «اگر من پنجاه و سه دقیقه وقت داشته باشم که هر طوری دلم بخواهد بگذرانم، راه می افتم و یواش یواش به طرف چشمه ای که آب خنک داشته باشد می روم.»

*Mahsa**Sarab* 
 
/ 1 نظر / 21 بازدید
Asemane man

اگه زنها دنیا رو می‌گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت ! فقط چندتا کشور باهم قهر بودن و حرف نمی‌زدن !!! [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]