زندگی نامه رودکی ، شاعر غزل و خرد آزمایی

ابوعبدالله ، جعفر بن محمد را از آن رو « رودکی » می گفتند که در « رودک » یکی از روستاهای سمرقند به دنیا آمده و در همان جا هم نشو و نما یافته بود. او در کودکی حافظه ای نیرومند داشت؛ چنان که نوشته اند در هشت سالگی قرآن را حفظ کرد و به شاعری پرداخت.

روستا زاده ی سمرقندی گذشته از همه ی این ها ، آوازی خوش داشت و همین امر ، سبب شد که یکی از رامشگران نامور آن روزگار، وی را به شاگردی بپذیرد و به او بربط بیاموزد.

قصیده های رودکی در نهایت لطف و استحکام و مثنوی هایش سنجیده و رقّت انگیز بود.

عنصری بر او رشک می برد؛ غزل را « رودکی وار » نیکو می دانست و اعتراف می کرد که غزل او رودکی وار نیست.

از دیوان عظیم رودکی که گفته اند صد دفتر شعر بوده، بیش از حدود هزار بیت بر جای نمانده است.

وی علاوه بر قصیده و غزل و قطعه و حتی رباعی، چند مثنوی نیز سروده است.

مثنوی کلیله و دمنه و منظومه ی سند باد نامه، از آن جمله اند و از آن ها جز ابیاتی پراکنده در دست نیست.

رودکی در سرودن قصیده های مدحی و وصفی استاد بوده و به سبک خاصّ روزگار خود شعر می گفته است که امروز آن را سبک خراسانی یا ترکستانی می نامند و از خواصّ عمده ی آن ، سادگی و در عین حال متانت و استحکام را بر می شمرند . تخیل شعری رودکی بسیار نیرومند و زبانش ساده و روان و زنده و پر تپش است.

رودکی شعر فارسی را به کمال نسبی نزدیک کرده است؛ از این رو، برخی وی را « پدر شعر فارسی » و « سلطان شاعران » لقب داده اند.

 

شعری از رودکی

پند زمانه

زمانه پندی آزاده وار داد مرا

زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

 

زبان ببند _ مرا گفت _ و چشم دل بگشای

که را زبان نه به بند است، پای با بند است

 

بدان کسی که فزون از تو، آرزو چه کنی؟

بدان نگر که به حال تو آرزومند است

*Mahsa**Sarab*
/ 1 نظر / 12 بازدید