دل نوشته ی سال 1393 . . . . .

سلام،

خوبی؟

سال جدید رو به همه تون تبریک می گم،

انشاالله که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید،

این روزها دلم خیلی گرفته است،

تو رو خدا ببخشید هر دفعه میام و می نویسم به جز دلتنگی و گله و شکایت از چیز خوشحال کننده ای نمی نویسم،

آخه منتظر اتفاقی هستم،

انتظار و صبر کار راحت و آسونی نیست،

فقط خدا است که صبر بالایی داره و با این همه داد و بیداد من هنوز نتونستم تسلیم خواسته ام بکنمش،

بعضی وقت ها میگم دلم میخواد خدا این قدر از دستم کلافه بشه که بگه دیگه خسته ام کردی، بیا این هم همون چیزی که می خواستی،

حرفی رو که مدت ها بود می خواستم بزنم رو گفتم،

هنوز توکلم به خدا است،

برام دعا بکنید،

از دیشب کمی بارون میاد و بعد هوا صاف میشه،

خدایا نگذار دیگه دلم و چشم هام بارونی بشه،

بعداً میام و حرف هام رو کامل می کنم،

خدایا ازت خواهش می کنم،

خدایا کمکم بکن،

الهی آمین،

مهسا.

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
مجید

سلام خانم مهسا من اتفاقی به وبلاگ شما سر زدم. از موسیقی دلنشینی که گذاشته اید دارم لذت می برم. این پست تان را خوندم. به نظرم اومد درخواستی از خدا دارید و هنوز بهش نرسیدید. برام جالبه که با اینکه ظاهراً خدا در اون مورد دست نگه داشته و کارت رو راه ننداخته ولی شما هنوز منتظری که درست همون کاری که شما خواسته ای انجام بشه! حالا یک سئوال... از کجا معلوم که این خواسته تو، بهترین چیز برای تو باشه؟! از کجا معلوم که رسیدن به اون خواسته، شروع روزهای سخت تو نباشه؟ این رو از این جهت می گم که تجربه کرده ام که تو وقتی به خدا توکل حقیقی و درست و حسابی می کنی، به انچه که بعد از توکلت رخ می ده، راضی راضی می شی! حالا اون نتیجه می تونه تحقق همون خواسته ات باشه یا برعکس اون! هر چی باشه تو راضی هستی چون می دونی اون نتیجه رو کسی برات رقم زده که از همه کس به تو مهربون تره؛ از همه بیشتر دوستت داره و از همه بیشتر در مورد سرنوشت تو می دونه... ولی اینکه می دونی هیچ کاری جز بدست اون انجام نمی شه برام جالبه و نشون می ده که رابطه ات با خدا خیلی جدی و ایمانی است... خوش به حالت... البته منظورم این نیست که این خواسته تو حتماً برات خوبه یا بد