«او» ی نوشته های من «تو» یی

«او» ی نوشته های من «تو» یی

«تو» یی که تا نبودی «او» صدایت می کردم

ولی آمدی تا بدانم

بخوانم

بمانم

کنار

«تو»

«تو» باش،

تا هم نفسم باشی،

«او»ی قصه هام باشی،

باش تا به دیده ی حسرت ننگرم،

به کسانی که «تو» را «تو» صدا می کنند،

برایم «او» نباش،

می خواهم «تو» باشی . . . . .

 

( مهسا، اسفند 1391 )

*Mahsa**Sarab*  
/ 3 نظر / 4 بازدید
یلدا

[ابرو]

سراب

وب‏ ‏قشنگی‏ ‏داری‏ ‏عزیزم.من‏ ‏همسایه‏ ‏بغلیتم.سراب