تنها برای یکی، تنها برای او

تنها برای یکی

زندگی هر روز جلا می خورد، شوق می شود، شنیده می شود

و فقط برای ورود یکی

این آغوش باز می شود،

تنها برای یکی

تمام شیرینی های دنیا را به لبخندی پس می زنم،

تنها برای یکی

به سایه ی روشن آفتاب قانع و وفادار می شوم

تنها برای یکی

رنگ زندگی را بر می گردانم

تنها برای یکی

در خاطر یکی شلیک می شوم

در ورطی سکوت غرق می شوم

تنها برای یکی

تنها برای او

 

اسم نویسنده ی این متن رو نمی دونم، فقط امروز که داشتم کتاب مغالطات رو میخوندم، یک برگه که این و چند تا متن دیگه نوشته شده بود رو پیدا کردم،

امروز، جمعه، دهم ماه مبارک رمضان سال 1443، دومین جمعه ی ماه رمضان امسال،

این همه منتظر ماه رمضان بودیم، تا چشم روی هم گذاشتیم، یک سومش گذشت . . . . .

*Mahsa**Sarab* 

/ 2 نظر / 3 بازدید
امیر حسام

سلام . بتون قول میدم چشم رو هم بزاریم عمرون تموم میشه ............... [ناراحت]