سراب

هر صدایی که در طبیعت ایجاد می شود نوعی موسیقی است که هر کسی قادر به درک آن نیست.

به نام خدا

سلام،

خوبی؟

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه همراهان تبریک میگم،

طاعات و عبادت هاتون قبول باشه،

دو روز از تولدم می گذره،

تولدی که با ماه مبارک یکی بود،

از طرفی پس فردا هم نتیجه ی کنکور ارشد اعلام میشه،

چهار سال پیش این موقع در تب و تاب کنکور کارشناسی بودم،

دانشگاه اصلاً اون چیزی که می خواستم نبود،

تموم دل خوشیم این بود که برای ارشد بتونم دانشگاهی بهتر ادامه تحصیل بدم،

این که نتیجه چی میشه خدا میدونه،

فقط از خدا میخوام بهم کمک بکنه،

فعلاً. 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٥/۳/٢۳ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()

سلام،

خوبی؟

باز هم یک سال دیگه از تأسیس وبلاگ من گذشت،

امروز هفتمین سال تولد وبلاگ من هم تمام میشه و وبلاگ من وارد هشتمین سال عمرش میشه،

توی این مدت خیلی اتفاق خاصی نیفتاد،

فقط . . . . .

روز سیزدهم اردیبهشت یکی از گربه های من مرد،

خیلی دوستش داشتم،

یک چیز دیگه این که انگار اونی که زندگیم رو خراب کرد یک مریضی گرفته که فقط از خدا میخوام،

اون قدر زجر بکشه که بفهمه خراب کردن زندگی آدم ها بی نتیجه نمی مونه،

خدایا خودت همه چیز رو می بینی،

خدایا کی بهتر از تو می تونه دست بنده هاش رو بگیره،

خدایا به من کمک بکن،

ان شاالله،

الهی آمین . . . . .

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٤/٢/٢۳ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()

سلام،

خوبی؟

یک سال دیگه از عمر من هم گذشت،

آره امروز بیست سالگی من هم تمام شد و وارد بیست و یک سالگی شدم،

انصافاً توی این بیست سال چی کار کردم؟

چه اتفاق هایی افتاد؟

ناشکری نیست ولی هنوز کادویی که از خدا میخوام رو دریافت نکردم،

خدایا بابت خانواده ای که کنار من هستن و سلامتی ای که به همه مون دادی ازت تشکر می کنم،

خدایا این که توی این بیست سال چقدر توانسته ام برات بنده ی خوبی باشم رو نمی دونم،

فکر کردم تولدم رو یادش رفته، ولی یادش بود،

البته من یاد آوری کردم،

یک روز از تقویم عقب بود،

مهم این هست که هست ولی چیزی که من می خوام بیش تر از این هستش،

این که از خدا خواستم که همیشه باشه،

صبح رفتم کیک گرفتم، صورتی با گل های رز، یکی بود سفید بود و یک قلب وسطش بود ولی چون احساس کردم که خامه ی پنیری داره اون رو نگرفتم،

از اون جایی که کیک من ساده بود خودم یکم تزئینش کردم،

انشاالله دفعه ی بعد که اومدم عکسش رو می ذارم،

نمی دونم امسال چی شد،

دوست هایی که همیشه بهم تبریک میگفتن و از طرفی فکر می کردم اولین نفرهایی هستن که بهم تبریک می گن اصلاً خبری ازشون نبود،

ظاهراً امسال گوگل بیش تر از بقیه توی فکر من بود،

چون امروز به مناسبت تولد من آرمش رو کیک و شمع گذاشته بود،

خدایا موقع فوت کردن شمع آرزو کردم،

برآورده شدنش دیگه دست من نیست،

فقط با قدرت خودت امکان پذیر هست،

خدایا تولد امسال من رو بهترین تولد عمرم قرار بده،

وارد سومین دهه ی عمرم شدم،

خدایا من رو از این دلتنگی نجات بده،

خدایا خواهش میکنم،

خدایا کمکم بکن،

الهی آمین،

نمی دونم میایی این جا و نوشته های من رو می خونی یا نمی خونی ولی بدون دیگه برای تو نمی نویسم،

فکر نکن این مطلب هایی هم که طی چند وقت گذشته نوشتم برای تو بود،

واقعاً متأسفم که چنین آدمی هستی، نمی دونم تا الان چقدر تغییر کردی ولی من همون هستم که بودم،

راستی دفعه ی قبل که دلنوشته نوشتم، روز بیست و سوم اردیبهشت بود، دقیقاً روزی که وبلاگ من شش سالش تمام شد،

انشاالله که روزهای خوب همراه با اتفاق های خوب در انتظار باشه،

مواظب خودتون باشید،

فعلاً.

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۳/۳/٢۱ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()

زندگی مثل دیکته است هی غلط می نویسیم و پاک می کنیم. غافل از این که یک روز داد می زنن ورقه ها بالا.

امروز،

بیست و یکم خرداد،

یک سال دیگه گذشت،

باز هم تولدم شد،

لحظات پایان نوزده سالگی . . . . .

+ از خدا میخوام یک سال خوب و پر شادی پیش روی من قرار بده،

بقیه اش رو خودِ خدا بهتر میدونه،

انشاالله.

*Mahsa**Sarab* 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٢/۳/٢۱ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()

با یک روز تأخیر . . . . .

یک سال دیگر هم گذشت . . . . .

وبلاگ من پنج ساله شد . . . . .

+ از خدا میخوام این یک سال آینده از اون سال های خوب باشه،

هم واسه من، هم وبلاگ من،

الهی آمین،

انشاالله.

تولد  

*Mahsa**Sarab*

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٢/٢/٢٤ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()

قوانین علم را بر هم زده ای

نبودنت وزن دارد

تهی

اما

سنگین

 

تولدت مبارک

 تولدت مبارک

*Mahsa**Sarab*
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢٦ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()

کابوس میدیدم از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم

.......افسوس.......

یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم

*Mahsa**Sarab*
نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩۱/۳/٢۱ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()

چهار سال گذشت،

سراب چهار ساله شد. . . . .

 

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()

 از اسمش معلومه دیگه،

چهارمین تولد من بعد از شروع وبلاگ نویسی.

 

*Mahsa**Sarab*
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۳/٢۱ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()

 

 

سلام به تموم شما دوستای سرابی خودم.

امیدوارم که همتون خوب ِ خوب باشین.

 

میخوام امروز چند تا تبریک بگم.

اول از همه به مناسبت 14 فوریه روز ولنتاین رو به همه ی شما تبریک میگم و امیدوارم امروز بهترین روز برای شما باشه.

از ولنتاین که بگذریم می رسیم به تولدهایی که توی این چند روز آینده پیش رو داریم.

تبریک ها رو به ترتیب روز تولد میگم که یه موقع سوء تفاهم پیش نیاد.

 قلب

اول از همه بیست و سوم بهمن تولد شهریار جون

( شاهزاده ی شهر صدا ، خواننده ی محبوب خودم )

 ××××××××××

 بیست و نهم بهمن تولد آقا مهدی نویسنده ی وبلاگ عاشق پرواز .

( حتما" وبلاگشو ببینید خیلی مطالب جالبی داره )

امیدوارم همیشه موفق باشی.

 ××××××××××

یکم اسفند تولد مامان گل خودم. 

( وجود مادر یه نعمته. هوای مادراتونو داشته باشین، هر چند خودم که خیلی مامانمو اذیت میکنم، هر چی باشه همه میگن بچه آخری همیشه زلزله اند ).

مامان جوووووووووووووون دوست دارم.

××××××××××

هفتم اسفند تولد آیدا جون

( دختر دختر داییم یا ساده تر بگم دختر دختر عمه ام یا اصلاً بذار این جوری بگم خواهر زاده ی حکیم باشی خودمون ).

آیدا جون امیدوارم همیشه سلامت باشی.  

××××××××××

با آرزوی خوشبختی و سلامتی برای همه ی شماهایی که تولدتون بود .

یه بار دیگه میگم تولدتون مبارک .

امیدوارم توی همه ی روزا مثه روز تولدتون شاد باشید. 

 ××××××××××

با هفتا آسمون پر گل های یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حسه بی قرار و کوچک 

فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱۱/٢٢ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak