سراب

هر صدایی که در طبیعت ایجاد می شود نوعی موسیقی است که هر کسی قادر به درک آن نیست.

 هخامنشیان ( قسمت اول )

اگر این واقعیت را بپذیریم که خنیاگری و موسیقی در بین ابتدایی ترین جوامع یعنی شکارچیان یافت می شود، به آسانی در می یابیم که این پدیده در ایران باستان نیز وجود داشته است.

مری بویس اشاره ای به خنیاگری زمان هخامنشیان نموده و می نویسد:

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد خنیاگری حرفه ای در ایران قبل از اشکانی نیز وجود داشته است. اوستاییان نوعی ادبیات روایی سرگرم کننده داشته اند که معقول آن است که آن ها را به شکل نظمی که به آواز خوانده می شده است در نظر آوریم . . .

در غرب آنتیوس می گوید « بربرها » نیز مانند یونانیان عادت داشتند در « بزرگداشت اعمال قهرمانان و خدایان » آوازی در خور بخوانند و به اعتبار گفته دتیون، از آنگارس، خنیاگر بزرگ دوره ماد سخن می گوید که « متشخص ترین خوانندگان بوده » و او همان کسی است که به بزم آستیاک دعوت شده است و پس از خواندن چند « آواز معمولی » شرحی را به آواز خوانده است که بیان می کند چگونه «درنده بسیار نیرومندی، شجاع تر از یک گراز وحشی در مرداب پیدا شده است. درنده ای که اگر بر آن منطقه تسلط یابد بدون کم ترین اشکالی بر گروه گروه مردمان چیره می گردد» و وقتی آستیاک سوال می کند « چیست آن درنده ؟ » خواننده در پاسخ گفته است «کوروش پارسی».

این که خنیاگری در دوران هخامنشیان رونق بسیار داشته است، از این بیان گزنفون فهمیده می شود که گفته است تا آخرین روزهایش « در داستان و آواز » ستوده می شد. و ثابت شده است که این داستان ها، ظاهراً به عنوان بخشی از یک سنت هنوز زنده، در شکل بخشیدن به کار نامک اردشیر عهد ساسانی تأثیر داشته است. این احتمال نیز هست که داستان زریر و هودات نیز از طریق همین سنت خنیاگری هخامنشی باقی مانده است.

یکی از نکات جالب گفتار بالا، کنایه، آنگارس درباره کوروش و تشبیه او به گراز است. در آن زمان گراز نجس نبوده بلکه به عنوان درنده ای نیرومند از آن یاد می شده است. این گونه گفتار کنایه ای و یا به دیگر سخن، گفتار نمادی، یعنی به کار گیری یک مفهوم، شئ، حیوان، و یا هر گونه علایمی برای نمایاندن منظوری خاص که هنوز بین خنیاگران لرستان مرسوم است. چنان که در هجوم نامه ای به وسیله یکی از خنیاگران طایفه بهاروند به نام بونعلی که درباره یکی از افراد طایفه ی دیگر سروده است، با کنایه از او به عنوان گرازی که مزارع ذرت را نابود می کند یاد شده است.

تشبیه انسان به گراز، آن هم در زمانی که این جانور حرام می باشد، توهین بسیار شدیدی است.

( برگرفته از کتاب خنیاگری و موسیقی در ایران.

نوشته ی دکتر سکندر امان اللهی بهاروند . )

Mahsa ( Sarab ) 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱/۳٠ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak