سراب

هر صدایی که در طبیعت ایجاد می شود نوعی موسیقی است که هر کسی قادر به درک آن نیست.

استعدادهای فردی و غرایز طبیعی و قوه تخیل افراد باعث بروز عواملی گردیده اند که اصطلاحاً هنر نامیده میشود، با توجه به این که شرایط اقلیمی و طبیعی و عامل توارث از جمله عواملی که در زمان ها و مکان های مختلف هنر از آن ها متأثر گردیده است. بنابراین می توان گفت که هنر در دوران ها و جوامع مختلف باهم متفاوت بوده است.

هنر را به انواع مختلفی تقسیم کرده اند: هنرهای محلی، دستی، صنعتی، تجسمی، ذوقی، تخیلی تقسیم بندی کرده اند که از آن جمله اند: معماری، مجسمه سازی، موزیک، نقاشی، خطاطی، رقص، تئاتر، سینما، عکاسی، چاپ، سفال گری، علم بیان، قالی بافی و انواع بافندگی، فیلم سازی، ادبیات (شعر، داستان، نثر )، هنرهای تجسمی و ترسیمی مانند نقاشی و خطاطی و مجسمه سازی، هنرهای نمایشی.

از نظر تولستوی هنر در زمان وی رو به فساد و انحطاط بود و هنرمندان نیز در سردرگمی و گمراهی بودند. الحاقات تولستوی به نظریات موجود (که اهمیت احساس را در هنر مورد تآکید قرار می‌دهند) ارزش ارتباط موثر را محور بحث هنری خویش قرار می‌دهد که منجر به رد کردن هنر بد و جعلی می‌شود. زیرا این هنرها برای جامعه مضرند تا آن جا که توانایی مردم را برای تمیز دادن هنر خوب از بد تهدید می‌کنند. هنر باید یک ارتباط احساسی مشخص بین هنرمند و مخاطب ایجاد کند: طوری که مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین هنر واقعی باید ظرفیت لازم برای متحد کردن مردم از طریق ارتباط را داشته باشد. (بنابراین نامفهومی و غیر واقعی بودن ارتباط، هنری بی ارزش است.) او اعتقاد داشت که درک هنر شامل هرگونه فعالیت انسانی می‌شود که شخصی به وسیله نشانه‌های بیرونی از خود بروز داده و احساساتی را که قبلاً تجربه کرده نمایش می‌دهد .مشکلی که در رابطه با هنر هست این است که هنر الگوهای قبلی مربوط به گذشتگان را دوباره تولید می‌کند که طبیعتاً این آثار از تعلیمات و معیارهای معاصر هنرمند که مبتنی بر آرمان های فرهنگی زمان و جایگاه او هستند ریشه نگرفته‌اند.

عشق

*Mahsa**Sarab*

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٧/٥/٤ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak