سراب

هر صدایی که در طبیعت ایجاد می شود نوعی موسیقی است که هر کسی قادر به درک آن نیست.

بالاخره بعد از مدت ها روزی که منتظرش بودم رسید.

می دونم سخته، هم واسه من ، هم مامان و هم بابا.

می دونم با این کارم مامان و بابا رو نگران کردم.

بیش تر از گذشته.

نمی خوام ناسپاسی کرده باشم.

نمی خوام از دستم ناراحت باشن.

می دونم که منو درک می کنن.

می دونم که خودشون هم جوان بودن و این روزها رو گذروندن.

می دونم توی بد سنی هستم و بیش تر نگرانی شون سر همین مسئله است.

ولی قول میدم.

قول میدم جبران کنم.

قول می دم کم لطفی که کردم رو جبران کنم.

قول می دم دختر خوبی براشون باشم.

قول می دم نذارم نگرانم بشن.

مامان خوبم، بابای عزیزم، دوستون دارم.

تصمیمم رو گرفتم، هر چند هنوز بهتون نگفتم ولی آره، می خوام برم.

می دونم که از رفتنم ناراحت می شید،

می دونم که بیش تر از قبل نگرانم می شید.

ولی دیگه بزرگ شدم.

باید راه زندگیم رو پیدا کنم.

حداقل اگه راهم رو اشتباه رفتم خودم به گردن بگیرم و شما شرمنده نباشید.

الان که دارم اینا رو مینویسم اشک تو چشمام حلقه زده.

واسه ی منم سخته.

ولی ممنونم از این که گذاشتید خودم تصمیم به رفتن یا نرفتن بگیرم.

امیدوارم از دستم ناراحت نباشید.

دوستون دارم.

*Mahsa**Sarab* 
 
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/٦/٢۳ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak