سراب

هر صدایی که در طبیعت ایجاد می شود نوعی موسیقی است که هر کسی قادر به درک آن نیست.

گوش دادن به موسیقی کلاسیک ما را از دنیای روزمره با تمامی استرس ها و فشارهایش خارج می کند. زمانی بالای ورودی مرکز لینکن در نیویورک نوشته بودند «جانوران وحشی این جا آرام می گیرند. » شاید عجیب به نظر برسد، اما هارمونی های ناسازگار یارتوک یا نعره های بلند و الکوره ها سبب آرامش و تسکین می شوند. ما وقتی آشفته یا خشمگین یا نومید هستیم خود به خود به موسیقی پناه می بریم، و این پدیده ای جدید نیست.

لذت هنری دارد

تصور کنید که موسیقی پیکاسو یا رامبراند گوش است. لازم نیست هنرمند یا پاکیزه یا جدی باشید تا از موسیقی کلاسیک خوشتان بیاید، بلکه با گوش دادن به موسیقی کلاسیک است که ذهن و روان تان رفعت پیدا می کند.

لذت بخش است

واسیلی کاندینسکی، اکسپرسیونیست آلمانی، با موسیقی نقاشی می کرد. به عبارت دقیق تر، موسیقی را نقاشی می کرد: بوم های او نمونه های بصری اصواتی اند که او می شنید. اما آهنگ سازی مانند اسکریابین موسیقی می ساخت تا رنگ های خاصی را زنده کند، و سر ارثر بلیس یک سنفونی رنگ کامل تصنیف کرد. این نمودها، اعم از بصری یا سمعی، عواطف و احساسات را انتقال می دهند، آگاهی هنری ما را ارتقا می بخشند، و حتی انرژی درون ما را تقویت می کنند. تصادفی نیست که اسکیت بازان المپیک تمام پرش ها و چرخش های باور نکردنی شان را با موسیقی انجام می دهند، یا بسیاری از دست اندر کاران حقوق مدنی یا انقلابیون با خواندن سرود و بخش موسیقی اعتماد به نفس و نیرو پیدا می کنند.

زیباست

زیبایی در چشمِ ناظر _ یا گوش شنونده _ است. موسیقی خاصی ممکن است در این یا آن فرهنگ مسحور کننده باشد اما در فرهنگی دیگر زشت به نظر برسد. ما افراد نیز قضاوت های موسیقایی متفاوتی داریم. بعضی از ما ممکن است از تکرار مکررات در کنسرتوهای باروک خوشمان نیاید، اما چهار فصل ویوالدی از محبوب ترین قطعه هایی است که تا کنون ساخته شده است. یک نقّاد پاریسی نوشته بود: «این میو میوهای کروماتیک یک گربه ی عاشق پیشه هیچ گاه جای یک ملودی تنال تأثیر گذار را نخواهد گرفت. » این نقاد به یک سنفونی آوان گارد اشاره نمی کرد بلکه منظورش کارمن اثر بیزه بود! نتیجه ی اخلاقی این که اگر انواع موسیقی کلاسیک را بشنوید، بی تردید فرم یا سبکی را پیدا خواهید کرد که سبب شود احساس بهتری از خودتان و دنیای اطراف بیاید.

از الفاظ نترسید

کسانی که موسیقی کلاسیک را نمی فهمند از الفاظی مانند «سنگین» و «جدی» در مورد این موسیقی استفاده می کنند. آیا واقعاً چیزی سبک تر از یک والس اشتراوس و غیر جدی تر از «شوخی موسیقایی» موتسارت وجود دارد؟ گاهی هم قطعه ی کلاسیک را به این صورت از قطعه ی غیر کلاسیک تشخیص می دهند که می گویند قطعه ی کلاسیک برای ارکستر ساخته می شود؛ اما این راه مناسبی برای تشخیص قطعه ی کلاسیک از غیر کلاسیک نیست، زیرا امروزه می بینیم که بسیاری از گروه های موسیقی پاپ نیز از ارکستر ( آن هم ارکستر کلاسیک ) استفاده می کنند.

منبع:

کتاب: در قلمرو موسیقی

آشنایی با موسیقی کلاسیک

رابرت شرمن و فیلیپ سلندن

ترجمه ی رضا رضایی، 1335

انشارات نشر افکار، تهران، 1383، 328 صفحه.

قیمت: 5500 تومان، 8000 تومان با DVD

*Mahsa**Sarab* 
 
نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/٦/٤ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak